تبلیغات
چاوشی کلوب - چاوشی در موسیقی ما
این سایت را حمایت می کنم
بیست تولز

گوگل پلاس

چاوشی کلوب
بروزترین پایگاه خبری محسن چاوشی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
محسن چاوشی
اختصاصی سایت موسیقی ما؛ یادداشت رضا مهدوی برای محسن چاوشی؛
آقای چاوشی ... صد هزار نفر منتظر شما هستند!

موسیقی ما - رضا مهدوی×: محسن چاووشی، اولین موسیقیدانی نیست که حریم بلند قلعه ‌ی سنگی «شعر کلاسیک فارسی» را برای ورود اسب سپید موسیقی جوان امروز، گشوده است. قلعه‌ای به وسعت تاریخی ای حافظ و مولانا، شهریار تبریزی و حتّی ژولیده نیشابوری. اما با جرأتی قریب به یقین، می‌توان ادعا کرد که تا این زمان، از موفق‌ترین تکسواران این راه بوده است. کاری که او کرده و در این آلبوم می‌شنویم، نه شبیه تجربه‌های نخستین پیشگامان این عرصه (نظیر فرامرز اصلانی و کوروش یغمایی) است و نه به تجربیات چهره‌های بااستعداد بعد از انقلاب (نظیر محسن نامجو و آرش می‌تویی و شادمهر عقیلی) شباهتی دارد. حتی ظاهر تکنیکیِ کار او، ساده است، ولی جان ـ مایۀ کار او، که بخش مهم آن را باید در لحن و بیانِ «خودِ» چاووشی جستجو کرد، از آثار زیبای هنرمندان نسلهای گذشته و امروز، گرم‌تر و مردمی‌تر است. در «تألیف» اختصاصی این نخل بلند بالا، اکثر عناصر تجربه شدۀ موسیقی‌های با کلام، در چهل سال گذشته، به شکلی غریب و در عین حال آشنا، کنار همدیگر چیده شده‌اند: ریتم‌های پاپ و راک، افکت‌ها، سونوریته‌ها (ی شرقی و غربی)، ملودی (های ایرانی و فرنگی)، حسّ و حال اجراهای صحنه‌ای، تمیزـ کاریهای استودیویی و رایانه‌ای، لحن‌های انتخابی از موسیقی‌های مختلف، غزل خوانی عامیانۀ فارسی و نوحه ‌ها، همه از بوته ی ذهن پویا و تجربه دیدۀ چاووشی عبور کرده و در کوره‌ ی سوزان حنجرۀ او، آلیاژی اختصاصی و تقلید ناپذیر را ساخته‌اند. با این همه عناصر که‌گاه ناب و بی‌تغییرند و‌گاه تغییر یافته و ابداعی هستند، حاصل کار او، ظاهری ساده و فروتن دارد. و شاید همین باشد که در قلب این همه مردم، در این همه سلیقه‌های گوناگون و‌ گاه متضاد با هم، نفوذ می‌کند و با میل از آن استقبال می‌شود.
 

 آشنایی با انواع موسیقی‌های مردمی ایرانی و غربی، و کارورزی‌های ریاضت کشانه‌ ی او در تسلط بر ابزارهای رایانه‌ای و صداسازی­های الکترونیکی، سرمایه ‌ی هنری محسن چاووشی است. گرچه روشن است که او تنها جوان هنرمندی نیست که چنین سرمایه‌ای از دانش هنری و تکنیکی را دارد. جوانان بااستعداد در این سرزمین، زیاده از شمارند. آنچه که او را متمایز کرده، رنجی است که برای این شناختن برده و او را به عنوان هنرمندی بااستعداد و درد آشنا، به مردم شناسانده است.‌
 

 محسن چاووشی نقش مهم و تاریخیِ خنیاگر (موسیقی‌دان مؤلف، یا‌‌ همان نغمه سازِ خواننده و احتمالاً شاعر و نوازنده ی توأمان) را در فرهنگ ایران می‌شناسد و نبض زمانۀ خود را در دست دارد. موسیقی او به وضعی بینا و آگاه، عزیز و عاطفی، مردم دار و «مردم ـ مدار» است. در یک کلام، ‌ می‌توان گفت «خدادادی» است، ‌ موهبتی که او دارد.

 

 با همه تمجید‌ها و با همۀ انتقاد‌ها، چه وارد و چه ناوارد، نمی‌توانیم از این واقعیت مسلّم چشم بپوشیم که محسن چاووشی و «موسیقی» او (در تمام ابعاد، از ملودی سازی تا لحن‌های ابداعی)، در مجموع، «صدایی» است که راوی روح و احساسات جاری در واقعیت عینی روز و روزگار ماست...، ما مختاریم این «صدا» را دوست نداشته باشیم، و یا با آن همدل شویم و آن را بشنویم، ولی نمی‌توانیم وجود و عاطفه سوزان آن را نادیده بگیریم.


 در کشوری که حرف های اصلی و مهّم آن، در "کلام" ظاهر می شود و اشعار فاخر، چشمگیرترین جلوه های فکر و فرهنگ در تاریخ آن است، موسیقی دانی موفق و ماندگار    می شود که از نوازنده ای صرفاً ماهر، از خواننده ای فقط خوش آواز، و از آهنگسازی سراسر متمرکز بر هارمونی و ارکستراسیون فراتر برود، کلام را از درون و بیرون حس کند، "خنیاگر" باشدو آوایش که از جوهر ی درد و داغ برخاسته، آذینی آراسته و برازنده شود بر قامت رفیعِ معنویت شعر کلاسیک فارسی. شاید نوعِ "موسیقی انتخابی" برای این هدف، آنقدر مهم نیست که نوع اجرا و از کار درآوردن آن، و می توانیم خیلی روشن و ساده، بگوئیم و بشنویم که محسن چاووشی از این عهده برآمده و خوب هم برآمده است. اما حیف که آلبوم  "سیزده" در موعد خود یعنی اسفند 1386 ، به برکتِ اعمال "سلیقه"های برخی از  مدیران فرهنگی، انتشار نیافت و موکول به امروز شد. شاید برای امروزیانِ فردا نگر... ! گرچه، هنر محسن چاووشی،‌ در قید و بند این ملاحظات حقیرانه باقی نمی ماند،‌ و مثل طوفان،‌ راهش را باز می كند. با "سیزده"،‌طالع سعد كارنامه ی چاووشی كامل شد و مُهرش را بر موسیقی كوبید. حتی اگر پس از این هم دیگر نخواند،‌ جایگاهش محكم و محفوظ است.


 صدایی كه این همه ناب است،‌ در این همه درد را در دلِ‌سوزانش ذوب كرده،‌ صاعقه ای بغض آلود است كه حتی بدون ساز و اركستر هم قلب آدم را می شكافد و شنونده را مثل   براده ی آهن به آهن ربا جذب می كند. او همان جادویی را دارد كه ناصر عبداللهی و رضا صادقی از امروزی ها و بزرگانی چون داریوش رفیعی،‌ ایرج،‌ گلپایگانی،‌ و نعمت اله آغاسی از دیروزی ها،‌ از آن بهره داشتند و همین است كه طنین صدایشان را در دل ها،‌ جاویدان كرده است. طنینی كه سهم مهمّی از فرهنگ مردم را می سازد و در تاریخ،‌ از آن،‌ همیشه یاد  می شود.


    "سیزده"،‌ بداقبالی های خودش را از منظر دیگران داشت. هرچند كه نگارنده به چنین خرافاتی اعتقاد ندارد و اتفاقاً‌ سیزده را به بركت سیزده رجب میلاد مولا علی(ع) با خیر و سعادت هم می داند. شاید خیر و بركت در آن بود كه در سرمای 13/12/1386 رفت و روسیاهی اش به آتش بیارهایش ماند. قرار بود كه " سیزده" بعد از " ترنج" در بیاید و حالا در 13/12/1391 اینجاست . شاهکاری از حُسن استعداد محسن در شعرشناسی،‌ نغمه پردازی،‌ خوانندگی و هنر تعظیم و صدابرداری او را مثل آینه،‌ نشان می دهد.



    گوش كنیم و دل بسپاریم. این وسط،‌ فقط وقت عزیز نبود كه حیف شد. شعر عزیز زنده یاد حسین منزوی انتخاب چاووشی بود برای این آلبوم که خوانده نشد. در كنار فوریت و اهمیّت کار ویژۀ ما در (مرکز موسیقی حوزه هنری) این پروژه مبنی بر بهره گیری هرچه بیشتر از اشعار كهن و كلاسیك با مضامین خاص اجتماعی برای گره گشایی از کج‌ فهمی‌ی ها... . ‌ هر چند كه چند سالی ارشادی ها بر شعر و بیتی از شعر مولانا درگیر بودند و سلایق دوره ای  را طرح می كردند و عاقبت چنان شد كه نباید می شد! عیبی ندارد. این نیز نَهَم بر سرِ‌ آن های دگر. آری گوش كنیم و دل بسپاریم.


خوب است که این آلبوم را یك بار دیگر با تنظیم جدید سازهای ملی هم بشنویم. آن هم حكایتی خواهد بود پُر سوز و حال. چرا که توانایی چندوجهی در این چهرۀ پاپ راکِ موسیقی ایران موج می زند و قابلیت قالب گذاری صدایش را در فرم های متفاوت به اثبات رسانده است. اعتقاد دارم كه نقد و بررسی و اظهار نظر درباره ی این آلبوم و حتی دیگر آثار شنیداری موسیقی در ایران امری بیهوده است چرا كه اصولاً‌ استانداردی وجود ندارد. هر چه هم گفته شود      می تواند از طیف دیگری نقض شود. آنچه مهم است،‌ نظرات مردم است و نه عقاید كارشناسان . کارشناسان چه بسا خود در مردم استحاله می شوند. نمونه اش در پرداختن به بخش مثبت خواننده مردمی قبل از انقلاب ، مرحوم آغاسی بود که در مقام موسیقایی سال 1383 بدان پرداخته شد و اعتراضی را شاهد بودیم ولی حمایت جامعه هنری موسیقایی را خیر... ! اما دو سه سالی است بزرگانی از عرصۀ موسیقی کلاسیک و سنتی به افتخارش و به اعتبارش موسیقی می نویسند و اجرا می کنند و تقدیمش می کنند...!! چاووشی ازجمله هنرمند انی است كه هنر را برای هنر می داند و مردم  هم هنرش را با هنر مردمی دوست می دارند و مزه مزه می كنند و حمایتش... حالا دیگر وقت جلوه ی حُسنِ‌ محسن است. شوخی نیست،‌ صد هزار نفر منتظرند. آری استادیوم یك صد هزار نفری گنجایش خوبی است برای اولین اجرای صحنه ای او.


    ... و این آخرین حرف و یادداشت من  خواهد بود برای محسن چاووشی كه صدایش پُر از حرف و گرمی و تألمّات درون برخاسته از جماعت برون است. صدایش مستدام و علی یارش باد.

× مدیر سابق مرکز موسیقی حوزه هنری
منبع: 
اختصاصی سایت موسیقی ما




صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای چاوشی کلوب محفوظ است